۱۳۸۸ دی ۱, سه‌شنبه

شکار میمون در آفریقا

درجنگلهای آفریقا برای شکار میمون ها میدونید چکار میکنن؟ نمیدونین؟
پس بادقت این مطلب رو بخونین
شکارچی یه ظرف آب میذاره جلوی خودش و یه ظرف چسب(یا یه مایع چسب ناک)میذاره درمسیری که میمون ها هستند
از اونجایی که میمون ها فضول یا بقولی کنجکاو هستن میرن سراغ ظرف
درهمین وقت شکارچی خیلی آروم میاد جلو ودستش رو میکنه توی ظرف آب خودش و میمونه مقلد هم تقلید میکنه
شکارچی دستشو میکشه روی صورتش
میمون هم همین کارو تقلید میکنه
امامیمون دیگه دستش نمیاد پایین و میچسبه روی صورتشوبه همین راحتی شکار میشه چون دیگه نمیتونه حرکت کنه آخه میدونین که میمون با دستها و پاهاش راه میره وبیچاره اینطوری عملا فلج میشه

۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه

با تو بودن

دلنشین عطر خیالت در فضای سینه ام پیچید
بازیاد رویت بی قرارم کرد
همچون لحظه آغازعطر زنبق های وحشی بود
عطر کاج های شسته در باران
بوی دریا داشت...
بوی خوشه های پر گل لرزان
یادم آمد لحظه های با تو بودن
زیر بارانهای وحشی راه رفتن
با پلی از نور از امواج تاریکی گذشتن
شیشه های عمر غم ها را شکستن
همسفر در دشتهای سبز رویاراه را برای قاصد تردید بستن
آری.آری یادم آمد با تو بودن.با تو بودن

۱۳۸۸ آذر ۱۲, پنجشنبه

ماسک آنفولانزای خوکی


وسط این همه ترس و وحشت از آنفلوآنزای نوع A بعضی ها هم هستند که معتقد اند مواجهه بدن با ویروس ها و دیگر عوامل بیماری زا برای سیستم ایمنی بدن خوب است. که البته به طور کلی این ایده از نظر علمی عقیده اشتباهی هم نیست.

حالا اگر شما هم طرفدار این عقیده هستید می توانید این ماسک مخصوص را بخرید تا به آنفلوآنزا مبتلا شوید. مبتکران سازنده، یک عدد پنکه کوچک که با باطری کار می کند را در دهانه این ماسک تعبیه کرده اند.

کار این پنکه این است که ویروس ها را مستقیما به درون مجاری تنفسی شما هدایت می کند تا با ریه شما یک ملاقات دوستانه داشته باشند و با این کار تقریبا می توانند تضمین کنند که به آنفلوآنزای خوکی مبتلا می شوید.

البته استفاده از این ماسک برای افراد بالای ۶۵ سال، کودکان کمتر از ۵ سال و افراد مبتلا به بیماری های مزمن توصیه نشده است. به هر حال اگر زیادی احساس سلامتی و خوشحالی می کنید، می توانید ماسک INFLU را با مسوولیت خودتان امتحان کنید.

۱۳۸۸ آذر ۹, دوشنبه

چند نصیحت

اگر کسی از توی ماشینش به تو فحش داد تا پیاده نشده و قد و قامتش را ندیده‌ای جوابش را نده.
- اگر دختری را دیدی که خیلی خوش‌اندام بود پیش از هر چیز مطمئن شو که قهرمان تکواندو نباشد.
- پیش از آنکه توی خیابان پس گردن دوستت بکوبی و فحش‌های رکیک به او بدهی مطمئن شو خودش است.
- وقتی مهمان داری اول مطمئن شو ماهواره روی چه کانالی است بعد آن را روشن کن!
- دختر همسایه که می‌گوید «تشریف میارین تو» شاید پدرش با تو کار دارد گاگول!
- مستراحی که سنگش خیلی دور از در است و دراش هم قفل نمی‌شود خطرناک‌ترین جای دنیا است.
- اگر کسی پشت تلفن مدعی بود که جن است او را با فحش‌های رکیک تحریک نکن که «اگه جنی همین الان اینجا ظاهر شو!»
- اینکه صدای دوستت شبیه پدرش باشد طبیعی است پس تا مطمئن نشندی نگو «چطوری ولدزنا؟!»
- دستت را که بالای آکواریوم می‌بری و ماهی‌ها بالا می‌آیند الزاما به این معنی نیست که تو را می‌شناسند یا دوستت دارند؛ بسیاری از ماهی‌ها گوشت‌خوارند اسکول!
- بعد از سالیان که با رفیق‌ات توی رستوران قرار گذاشته‌ای اگر دختری دیدی که از در تو آمد یکهو نگو «جووون، عجب چیزی‌یه» چون شاید بیاید و سر میز شما بنشیند و رفیق‌ات که کبود شده معرفی‌اش کند «نامزدم!»
- اگر دوست نابینایی داری توی خیابان که به او می‌رسی پیش از هر چیز به او بگو که مادرت همراه تو است.
- همه‌ی ژل‌ها، ژل مو نیستند عزیزم!
- وقتی با زنت لب ساحل قدم می‌زنی و زیرلب می‌خوانی «خوشگل زیاد پیدا می‌شه تو دنیا» باقی‌اش را هم بخوان گیج‌خان
چهار تا مهندس برق، مكانيك، شيمي و كامپيوتر با يه ماشين در حال مسافرت بودن كه يهو ماشين خراب ميشه. خاموش ميكنه و ديگه هر چي استارت ميزنن روشن نميشه. ميگن آخه يعني چي شده؟
مهندس برقه ميگه: احتمالاً مشكل از مدارها و اتصالاتو سيم كشي هاشه. يكي از اينا يه ايرادي پيدا كرده. مهندس مكانيكه ميگه: نه بابا، مشكل از ميل لنگ يا پيستوناشه كه بخاطر كار زياد انحراف پيدا كرده. مهندس شيميه ميگه: نه، ايراد از روغن موتوره سر وقت عوض نشده، اون حالت روان كنندگيشو از دست داده. در اينجا ميبينن مهندس كامپيوتره ساكته و هيچ چي نميگه. بهش ميگن: تو چي ميگي؟ مشكل از كجاست؟ چيكارش كنيم درست شه؟ مهندس كامپيوتره يه فكري مي كنه و ميگه: نميدونم، ولي بنظرم پياده شيم، سوار شيم شايد درست شده باشه!!!

۱۳۸۸ آبان ۳۰, شنبه

سه صافي

شخصي نزد همسايه اش رفت و گفت: گوش کن! مي خواهم چيزي برايت تعريف کنم.دوستي به تازگي در مورد تو مي گفت....
همسايه حرف او را قطع کرد و گفت:
- قبل از اينکه تعريف کني، بگو آيا حرفت را از ميان سه صافي گذرانده اي يانه؟
- کدام سه صافي؟
- اول از ميان صافي واقعيت. آيامطمئني چيزي که تعريف مي کني واقعيت دارد؟
-نه. من فقط آن را شنيده ام. شخصي آن را برايم تعريف کرده است.
- سري تکان داد و گفت: پس حتما آن را از ميان صافي دوم يعني خوشحالی گذرانده اي. مسلما چيزي که مي خواهي تعريف کني، حتي اگر واقعيت نداشته باشد، باعث خوشحالي ام مي شود.
- دوست عزيز، فکر نکنم تو را خوشحال کند.
- بسيار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمي کند، حتما از صافي سوم، يعني فايده، رد شده است. آيا چيزي که مي خواهي تعريف کني، برايم مفيد است و به دردم مي خورد؟
- نه، به هيچ وجه!
همسايه گفت: پس اگر اين حرف، نه واقعيت دارد، نه خوشحال کننده است و نه مفيد، آن را پيش خود نگهدار و سعي کن خودت هم زود فراموشش کني

دستور العمل

سعی كنید روزها استراحت كنید تا شبها راحت بتوانید بخوابید ·
در نزدیكی تخت خوابتان صندلی بگذارید تا اگر از خواب بیدار شدید روی آن نشته و استراحت كنید ·
ایستادن به رفتن، نشستن به ایستادن و خوابیدن به نشستن اولویت دارد ·
جایی كه می‌توانید بنشینید چرا می‌ایستید؟
كار امروز را به فردا موكول كنید و كار فردا را به پس فردا ·
اگر حس كار كردن به شما دست داد كمی صبر كنید تا این حس از شما بگذرد ·
از همه دیرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شوید تا زحمت چیدن و جمع كردن سفره به شما تحمیل نشود ·
برای كار همیشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشوید ·
در میهمانی‌ها حتماً با خود بالش ببرید شاید فرصتی برای استراحت بدست آوردید ·
به خواب نگویید كار دارم به كار بگویید خواب دارم
یکی از اهالی بومی مکزیک در ساحل قدم میزد و مدام خم میشد و چیزی را از زمین برمیداشت و به درون دریا پرتاب میکرد . وقتی به نزدیکش رسیدیم متوجه شدیم که او هر بار خم شدن یکی از ستاره های دریائی را که با امواج به ساحل رانده شده اند ، از روی زمین برداشته و به درون دریا پرتاب میکند .
کمی از کارش متحیر و سردرگم شدیم ، پرسیدیم : " میبخشید آقا ، شما اینجا مشغول چه کاری هستین ؟ "
پاسخ داد : " دارم ستاره های دریائی را دوباره به دریا برمیگردانم ، میبنید که امواج دراین وقت از سال خیلی آرام هستند و همین امر باعث رانده شدنشان به سمت ساحل میشه ، اگر من این ستاره ها رو بدریا برنگردونم ، همشون بخاطر کمبود اکسیژن تلف میشن " یکی از دوستانمان با تعجب گفت : " اما هزاران ستاره دریائی اینجا وجود دارند که الان وضعشون به همین منواله ، و مسلما شما وقتش رو پیدا نمیکنین که همشون رو برگردونین ، تازه صدها ساحل دیگه هم در این کشوروجود داره که داره همین اتفاق درشون میفته !" بعدش ادامه داد : " فکر نمیکنین این کار شما فرقی به حال این موجودات نداره ؟ "
مرد بومی لبخند زنان و در حالی که خم شده بود یکی دیگه از ستاره ها رو برمیداشت و اونو به سمت دریا پرتاپ میکرد پاسخ داد :
" قطعا به حال این یکی که فرق میکنه ! "